تبليغاتX
سر گذر سیاست بازان
سیاست از زیر چشمان
 سپاه و تحول دولت به سوی تمامیت گرایی دینی
سپاه و تحول دولت به سوی تمامیت گرایی دینی
 
آنچه ایدئولوژی تمامیت خواهی در ایران برای گذار دولت از اقتدارگرایی به تمامیت گرایی در دهه‌های شصت و هفتاد شمسی کم داشت سه ویژگی بود: فاصله‌ نهادهای اقتصادی و نظامی علی رغم دولتی بودن اقتصاد، وجود رقابت سیاسی میان خودی ‌ها، و وجود کم رنگ صداهایی غیر از صدای حکومت در عرصه‌ی فرهنگ و هنر و مذهب.

 
بیشتر بخوانید:
فقدان این ویژگی‌ها باعث می شد که علی رغم تمامیت طلبی ایدئولوژیک حکومت ولایت فقیه و اعمال آن در عرصه فرهنگ و اجتماع در سه دهه‌ اخیر، عموم محققان از گذاشتن این حکومت در مقوله‌ توتالیتر پرهیز کنند. اما تحولات اخیر در ایران می تواند نگاه جامعه شناسان سیاسی و محققان علم سیاست را در مقوله بندی ساختار سیاسی و نوع رژیم سیاسی در ایران تغییر دهد.

پایان رقابت سیاسی

حکومت خامنه ای - احمدی نژاد و فرماندهان نظامی آن در انتخابات دهم ریاست جمهوری و رخدادهای مابعد آن ویژگی دوم یعنی رقابت سیاسی حداقلی میان خودی‌ها را از میان برد و به یک حکومت بدون رقیب سیاسی تبدیل شد. حکومت دیگر ظرفیت تحمل رقابت سیاسی در میان نیروهای سیاسی خودی را نیز از دست داده است. هرکه در این حکومت صدای انتقاد بلند کند مزدور بیگانه است و سر و کارش با بازجویان و سلول های قبر مانند و پرونده سازی است.

فرهنگ، ادبیات و هنر دولتی

در دوره  چهارساله‌ اول احمدی نژاد حکومت نه تنها به تدریج صداهای دیگر در دانشگاه ها و مجامع ادبی و هنری را خاموش کرد بلکه یک فرهنگ و هنر دولتی تمام عیار آفرید. نمونه‌ آن انتشار صد اثر از نویسندگان خودی توسط وزارت ارشاد در حوزه‌ ادبیات داستانی در دوره‌ وزارت صفار هرندی است. در حوزه‌ سینما نیز وزارت ارشاد با تمام نیرو از کارگردانان خودی حمایت می کند و راه را بر تولید و پخش آثار دیگر سینماگران می بندد. انقلاب فرهنگی دوم در دانشگاه‌ها نیز برای اسلامی کردن ادامه دارد.

امروز دیگر غیر از معدودی روحانی مخالف، نهاد دینی مستقلی در کشور به چشم نمی خورد و سیاستگذاری و بودجه‌ عموم نهادهای دینی از طرف حکومت فراهم می شود. دیگر پدیده‌ای به نام حوزه‌ها یا مساجد مستقل در کشور وجود خارجی ندارند و همه تحت نظر دستگاه های حکومتی با بودجه‌ی حکومت اداره می شوند.

فرو بلعیدن اقتصاد کشور

اما مهم تر از این دو، اضمحلال اقتصاد کشور در نهادهای نظامی بود. در دوران احمدی نژاد سپاه آن بخشی از اقتصاد کشور را که در اختیار بیت رهبری نبود (از طریق بنیادها و آستان قدس‌ها) به تدریج در اختیار گرفت. بدین ترتیب دستگاه رهبری که هدایتگر نهادهای امنیتی و نظامی است و در واقع ستاد برنامه ریزی و عملیات این نیروها به حساب می آید و قوای قهریه همه‌ نهاد های کشور از جمله نهادهای بزرگ اقتصادی را مستقیما تحت نظارت خود قرار دادند و حتی اگر در آینده دولت تغییر کند و به دست نیروهای غیر نظامی منتقد بیفتد (که در این رژیم غیر ممکن به نظر می آید) قدرت واقعی در اختیار سپاه و نیروهای امنیتی همراه با آن خواهد ماند.

سپاه پاسداران پس از سرکوب های خرداد و تیر ۱۳۸۸ تنها راهی که پیش پای مردم ایران برای تغییر سیاست‌ ها قرار داده براندازی قدرت نظامیان است.
خصوصی سازی در دوران هاشمی رفسنجانی «از آن  خود سازی» یا واگذاری شرکت های دولتی به مدیران دولت با در اختیار قرار دادن وام های کم بهره و دراز مدت به آنها بود. اما خصوصی سازی در دوره‌ احمدی نژاد واگذاری نهادها و شرکت ها و قراردادهای دولتی به نهادها و نیروهای نظامی و امنیتی بوده است. واگذاری‌ها نه مستقیما به هویتی به نام سپاه پاسداران بلکه به بنیادهایی صورت می گیرد که تحت نظر سپاه اداره می شوند.بنياد تعاون سپاه (تاسیس شده در سال ۱۳۶۷)، موسسه صندوق پس‌انداز و قرض‌الحسنه انصارالمجاهدين (موسسه مالی اعتباری انصار) وابسته به اين بنياد، و شرکت توسعه‌ سرمایه گذاری از این جمله اند.

سهام بزرگترین شرکت ها به این بنیادهای نظامی واگذار شده است. سهام شرکت صدرا (شرکت صنايع دريايی ايران) به قرارگاه خاتم و شرکت توسعه سرمايه‌گذاری واگذار شده است.
 
بنياد تعاون سپاه هم‌اکنون ۴۵ درصد سهام گروه بهمن، چهار درصد سهام گروه سايپا و ۲۵ درصد سهام پتروشيمی کرمانشاه را در اختيار دارد. همچنين اين بنياد در بورس بسيار فعال بوده و سهام برخی شرکت‌ های بورسی چون شرکت باما را خريداری کرده است. از جمله شرکت‌ های معروفی که صد‌در‌صد سهام آنها متعلق به بنياد تعاون سپاه است می‌توان به شرکت کشت و صنعت شاداب خراسان، شرکت خدمات هوايی پارس و صنايع غذايی مائده اشاره کرد. (سایت دویچه وله، ۶ شهریور ۱۳۸۸)

خرید ۵۱ درصد از سهام شرکت مخابرات ایران به ارزش هشت میلیارد دلار توسط شرکت توسعه اعتماد مبین وابسته به تعاون سپاه (کیهان، ۵ مهر ۱۳۸۸) گامی دیگر در بسط اقتدار اقتصادی سپاه پاسداران بود.

كنسرسیوم خریدار که به بنیاد تعاون سپاه وابستگی دارد، نه قادر به تأمین پیش پرداخت ۱۵۰۰ میلیارد تومانی معامله مذكور است و نه ضمانت های قانونی را ارائه كرده است. پیش پرداخت نیز با ادعاهای بستانكاری شركت های اقتصادی وابسته به سپاه مانند قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء به عنوان مطالبات سپاه از دولت تجمیع شده تصفیه می شود.
 
۸۰ درصد مبلغ مورد معامله نیز به صورت قسطی پرداخت می شود و عملاً بدون پرداخت هیچ هزینه ای شرکت مخابرات جابجا شده و سپس با استفاده از بخشی از درآمد هنگفت شركت، اقساط معامله پرداخت می شود. (نوروز، ۸ مهر ۱۳۸۸) نکته‌ جالب توجه در این معامله آن بود که رقبای این شرکت در خرید سهام شرکت مخابرات نیز از شرکت ‌های اقماری سپاه یعنی موسسه مهر اقتصاد ایرانیان وابسته به بسیج بودند. سپاه با این معامله مستقیما کنترل ارتباطات کشور را در اختیار خود قرار داد. سپاه پاسداران در مهر ۱۳۸۸ نیز پس از تصویب شورای پول و اعتبار مجوز تاسیس بانک را اخد کرد.

یک دستگاه نظامی که بخش عمده‌ اقتصاد و قدرت سیاسی را در اختیار دارد دیگر حوصله‌ رقابت سیاسی و نمایش دمکراسی را ندارد و هرگونه رقابت را با عنوان براندازی نرم سرکوب می کند.
فعال‌ترين شرکت‌های وابسته به نیروی مقاومت بسیج سپاه در بورس تهران، شرکت مهر اقتصاد ايرانيان است. خريد سهام شرکت‌های تايدواتر، گروه خودروسازی بهمن، آذراب، توسعه معادن روی و تراکتورسازی تبريز از جمله معاملات شرکت‌های وابسته به سپاه در ماه‌های اخير در بورس بوده است.

معدن انگوران که به عنوان بزرگ‌ ترین معدن سرب و روی خاورميانه و يکي از بزرگ ترين و استثنايی ترين معادن سرب و روی جهان شناخته می شود، از طریق تبانی سه شرکت خریدار آن در مزایده، عملا تحت کنترل موسسه مهر اقتصاد ایرانیان درآمد. این معدن دو سال پیش به قیمت ۶۰۰ میلیارد تومان قیمت گذاری شده بود كه در مزایده اخیر با قیمت كف ۱۵۳میلیارد تومانی معامله شده است.


شركت توسعه معادن روی ایران با پیشنهاد قیمت ۱۸۶ میلیارد تومان برنده این مزایده شده كه دیوان محاسبات كشور معتقد است این شركت با تبانی، انگوران را با كمترین قیمت به مالكیت خود درآورده است. سه شركتی كه در این مزایده حضور داشته اند در واقع یك شركت هستند چرا كه صد درصد سهام شركت بازرگانی روی و ۷۰ درصد سهام شركت پاسارگاد مربوط به شركت توسعه معادن روی و مابقی در اختیار موسسه مهر اقتصاد ایرانیان است.

سپاه در این معاملات از ابزارهای امنیتی و قدرت نظامی خود برای خارج کردن رقبا از عرصه‌ رقابت استفاده می کند. در معامله سهام ۵۱ درصدی مخابرات، سپاه رقیبی خصوصی به نام تعاونی پیشگامان كویر یزد داشت اما سازمان خصوصی‌سازی روز قبل از معامله طی نامه ‌ای رسما نام این شركت را از عرصه رقابت خارج كرد و علت این اقدام نیز عدم اهلیت امنیتی گروه پیش گامان كویر یزد ذکر شده است. (تابناک، ۵ مهر ۱۳۸۸)

مهدی کروبی زمانی که رئيس مجلس ششم بود اعلام کرد، سپاه پاسداران ۶۰ اسکله غيرمجاز در جنوب کشور ايجاد کرده است. سپاه با پرواز هواپیماهای نظامی بر فراز فرودگاه جدید التاسیس تهران قراردادهای پیمانکاری آن را در دوران خاتمی به خود اختصاص داد.
 
يک ‌سوم واردات کشور از طريق بازارهای غيرقانونی، اقتصاد زيرزمينی و اسکله‌های غيرمجاز صورت می‌گيرد که سپاهیان از آن منتفع می شوند. در نخستين سال رياست جمهوری محمود احمدی‌نژاد، مجموعه‌ای از پروژه‌های مرتبط با ميدان گازی پارس جنوبی، بدون مناقصه، به قرارگاه خاتم‌، وابسته به سپاه واگذار شد که ارزش آنها حدود ۷ ميليارد دلار تخمين زده می‌شود.

بنا به تخمین یکی از نمایندگان مجلس سپاه پاسداران با اسکله‌های غیر رسمی خود سالانه یک بازار سیاه ۱۲ میلیارد دلاری قاچاق را در اختیار دارد. (مجله اکونومیست، ۲۷ اوت ۲۰۰۹) این منابع در اموری هزینه می شوند که به طور شفاف توسط حکومت اعلام نمی شوند، مثل کمک به گروه های مسلح در کشورهای منطقه یا عملیات نظامی در دیگر کشورها.

قدرت بی رقیب

گذار سپاه از یک نیروی ایدئولوژیک و نظامی به نیرویی سیاسی و اقتصادی در طی دو دهه و به نحو کند صورت گرفته است اما در دوره‌ احمدی نژاد این تحولات به سطحی رسید که این نیرو دیگر عموم رشته‌های قدرت را در اختیار گرفته بود و نمی توانست انتقال آرام و دمکراتیک قدرت را تحمل کند. تقلب در انتخابات نتیجه احساس قدرت بدون رقیب در فرماندهان نظامی سپاه و نیروهای امنیتی همپیمان با آنها در بیت رهبری بود.

یک دستگاه نظامی که بخش عمده‌ اقتصاد و قدرت سیاسی را در اختیار دارد دیگر حوصله‌ رقابت سیاسی و نمایش دمکراسی را ندارد و هرگونه رقابت را با عنوان براندازی نرم سرکوب می کند. سپاه پاسداران با در اختیار داشتن قوای قهریه‌‌ کشور و کنترل اقتصاد و سیاست به هیولایی تبدیل شده است که احتمالا جز با کشتار دهها هزار نفر از مردم و یک انقلاب خونین صحنه را به حاکمیت دمکراسی واگذار نخواهد کرد.

در نتیجه‌ این تحولات اکثریت روحانیت که حکومت خود را با قدرت همه جانبه‌ سپاهیان پیوند زده‌ است به نیروهای ایدئولوژیک یک دیکتاتوری نظامی تقلیل یافته اند. بدین ترتیب، سپاه پاسداران پس از سرکوب های خرداد و تیر ۱۳۸۸ تنها راهی که پیش پای مردم ایران برای تغییر سیاست‌ ها قرار داده براندازی قدرت نظامیان است.
|+| نوشته شده توسط علی محمد کاشانی در جمعه هشتم آبان 1388  |
 سپاه می تازد

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

سپاه می تازد وکسی  را یارای مقابله با او نیست

آنچه در بالای آرم سپاه پاسداران نوشته شده آیه ای از قران است  « وَ أَعِدوا لهم ما استطعتم من قوه » یعنی هر چه توان دارید فراهم آورید برای مقابله با کفار و دشمنان.

در جنگ تمام توانش را در برابر صدام به کمک عده ای جوان پاک و بی کلک و مخلص که همه شهید شدند  به کار گرفت تا بمانند.

اکنون که از جنگ فراغت یافته ان دنبال دشمن می گردند تا هر چه توان دارند برای مقابله با او به کار گیرند .

و این کار را از زمانی که فرمانده کل مردم را به خودی و غیر خودی  ( نخودی ) تقسیم کرد آغاز شد ودر صدد برامدند تا سیاست و فرهنگ و اقتصاد و دانشگاه و صدا و سیما و... را مطابق میل خودشان کنند که مبادا به دست نخودی ها بیافتند. و از خرداد 76 تا کنون شاهد این امور هستیم .

دو مورد از آخرین موارد فراهم آوردن تمام قوایشان  :

1 _دخالت مستقیم در انتخابات و ایجاد آراء تقلبی و پس از آن ضرب و جرح و کشتار مردم معترض به نتایج انتخابات.

2 _خریدن شرکت مخابرات که چند مورد از نتایج سوء آن عبارت است از : سود سرشار به جیب سپاه و افزایش قدرت رهبری برای تداوم حکومت مستبدانه. به کارگیری سربازان بیچاره به جای برخی کارمندان رده پائین که  باعث اشتغال زدایی می شود. و بدتر از همه استراق سمع و شنود مکالمات و شهود پیامکهای شهروندان و به خطر افتادن امنیت و آزادی مردم. و...

واما بخوانید ماجرای سهامدار شدن سپاه و تصرف مخابرات :

(به نقل از رادیو فردا)

در جريان رقابت دو کنسرسيوم «اعتماد مبين» و «مهر اقتصاد ايرانيان» برای خريد ۵۰ درصد سهام مخابرات به علاوه يک سهم، اعتماد مبين وابسته به سپاه پاسداران هر سهم اين شرکت را ۳۴۰ تومان و ۹ ريال خريداری کرد.

دو شرکت «اعتماد مبين» و «مهر اقتصاد ايرانيان» که داوطلب خريد اين سهام بودند هر دو از زير مجموعه های اقتصادی و تجاری سپاه پاسداران به شمار می‌روند.

بزرگترين معامله تاريخ بورس ايران یکشنبه در حالی طی نيم ساعت از ساعت ۱۱:۱۵ دقيقه آغاز شد و در ساعت ۱۱:۴۵ دقيقه پايان يافت که با کناره‌گيری ناگهانی «تعاونی پيشگامان کوير يزد» تنها دو مؤسسه «اعتماد مبين» و «مهر اقتصاد ايرانيان» برای خريد بلوک ۵۰ بعلاوه يک درصدی سهام مخابرات با هم رقابت کردند.

 

بیشتر بخوانید:

عرضه بلوکی سهام ۵۰ به‌علاوه يک درصدی شرکت مخابرات ايران که از آن به عنوان «سهام کنترلی» نامبرده می‌شود، از يک سال پيش تاکنون چندبار به تعويق افتاده است.

به دليل حساسيت‌های موجود به ويژه به لحاظ امنيتی در خصوص شرکت مخابرات، شرکت‌کنندگان در اين معامله بزرگ پيشتر به تأیيد سازمان خصوصی‌سازی و سازمان بورس رسيدند.

تا روز شنبه تنها «تعاونی پيشگامان کوير يزد» و «توسعه اعتماد مبين» به عنوان خريدار بلوک ۵۰ به علاوه يک درصدی مخابرات مورد تأیيد قرار گرفته بودند اما يک روز قبل از برگزاری بزرگترين معامله بورس ايران سازمان خصوصی‌سازی از تأیيد «مؤسسه اقتصاد مهر ايرانيان» وابسته به سپاه پاسداران به عنوان سومين خرديدار سهام کنترلی شرکت مخابرات ايران خبر داد.

شرکت شهريار مهستان و توسعه اعتماد متعلق به بنياد تعاون سپاه پاسداران و گسترش الکترونيک معين ايران متعلق به ستاد اجرايی فرمان امام کنسرسيوم «اعتماد مبين» را تشکيل می‌دهند.

مؤسسه مهر اقتصاد ايرانيان يکی از شش شرکت سرمايه‌گذاری وابسته مؤسسه صندوق قرض‌الحسنه بسيجيان است که در سال‌های اخير نام خود را به «مؤسسه مالی مهر» تغيير داده است.

به گفته عيسی رضايی مديرعامل مؤسسه مهر اقتصاد ايرانيان ۱۰۰ درصد سهام اين شرکت متعلق به صندوق قرض‌الحسنه بسيجيان (مؤسسه مالی اعتباری مهر) است.

هيئت مديره و مديريت اين شرکت را افرادی چون «سردار احمد شفيع‌زاده» رئيس بنياد تعاون بسيج سپاه پاسداران، «سردار سيد مجيد ميراحمدی» جانشين سابق فرماندهی بسيج و عضو فعلی ستاد مشترک سپاه، «سردار عبدالحسين صفایی» معاون نيروی انسانی بسيج کل کشور و «سردار مهدی قاسمی» از اعضای مرکز تحقيقات سپاه پاسداران، و ديگر فرماندهان ارشد سپاه پاسداران چون محمد ابراهيم فروزنده بر عهده دارند.

|+| نوشته شده توسط علی محمد کاشانی در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388  |
 همگونی ارتش ترکیه و سپاه ایران

همگونی ارتش ترکیه و سپاه ایران

به خوبی می دانیم که از زمان آتاتورک و در پی لائیک کردن ترکیه ارتش این کشور همیشه این ماموریت را برای خود فرض دانسته تا با موانع آن مقابله کند تا نکند این روند کند و یا متوقف شود. لذا همواره یا دولتهای اسلامگرا را با کودتاگونه ای کنار زده و یا آنها را کنترل کرده است .

واما سپاه ایران نیز گویا این ماموریت را بر خود فرض کرده که حکومتهای « غیر خودی » را یا کنار زده ( مثل ضایع کردن رای مردم به منتخبشان میر حسین را ) و یا کنترل کند ( مثل حکومت خاتمی با سنگ اندازی های پی در پی ). و همه امور را از اقتصاد و سیاست و فرهنگ و دانشگاه و انتخاب معلم و استاد و....در دست گرفته اند.

و تفاوت  ارتش ترکیه با سپاه ایران در این است که آنها به نام بی دین هستند و گویا سپاه ایران بعضا  در عمل ....

|+| نوشته شده توسط علی محمد کاشانی در چهارشنبه هشتم مهر 1388  |
 توطئه نابودی اندیشه امام خمینی و نسل او

توطئه نابودی اندیشه امام خمینی و نسل او

 با انتصاب  احمدی نژاد در سال 84 به عنوان رئیس جمهور و با پشتیبانی اندیشه های طالبانیسم ایرانی که همان تفکر فرقه مصباحیه است این روند آغاز شده و با دگرگونی آراء در 23 خرداد 88 این روند سرعت مضاعفی به خود گرفته است . و دیدیم که با حمله به یاران سیاسی امام مثل هاشمی و موسوی و کروبی شدت گرفت  تا جایی که رهبر کنونی نظام هم از این روند تخریب بی نصیب نماند و به رهنمود ها و دستورات وی به احمدی نژاد آنچنان گستاخانه بی توجهی شد که  برای همه تا حدی مسجل شد که وی نیز مهره ای جهت بازی در این روند است که او به عنوان وسیله ای برای این کار شده و چند صباحی دیگر  وی نیز به طور مستقیم آماج حملات اینان واقع خواهد شد. همچنین نسل امام را هم آنچنان مورد هجمه قرار داده اند که گویی امام خمینی بانی همه بدبختی ها بوده لذا از نسل وی نیز کسی نباید بماند. مثلا رد صلاحیت آقای اشراقی ( نوه امام ) برای انتخابات مجلس و حملات گسترده و حساب شده علیه تنها خمینی باز مانده در عرصه اجتماعی نه چندان سیاسی یعنی سید حسن خمینی و ...

|+| نوشته شده توسط علی محمد کاشانی در سه شنبه هفتم مهر 1388  |
 تزریق عقاید _ پیرامون وبلاگ ابطحی

تفتیش عقاید را دیده و شنیده بودیم ولی

 تزریق عقاید ندیده بودیم که دیدیم

انتشار مطلب تازه ای در وبلاگ محمد علی ابطحی، معاون سابق رییس جمهوری ایران، واکنشهایی در میان وبلاگ نویسان برانگیخته زیرا این اولین بار است که یکی بازداشت شدگان ناآرامی های بعد از انتخابات امکان می یابد از طریق پنجره ای مجازی در سلول زندان با دنیای خارج ارتباط داشته باشد.

آقای ابطحی بیش از دو ماه در اوین بازداشت است. در مطلب تازه منتسب به او، حال و هوای زندان و ملاقات با بازجو توصیف شده است. نویسنده همچنین به خوانندگان وبلاگش، "وب نوشت"، مژده داده که در روزهای آتی نیز احتمالا می تواند باز هم تجربیات خود از روزگار بازداشت را منتشر کند.

 

ادامه مطلب را حتما بخوانید


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط علی محمد کاشانی در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388  |
 این رئیس جمهور پارادوکسیکال

این رئیس جمهور پارادوکسیکال

 

در حدیث آمده : فی تقلب الاحوال علمت ضمائر الرجال. یعنی در دگرگونی حالات و احوالات است که اندرون افراد شناخته می شود.

این آقای احمدی نژاد جنبه هایی از شخصییتش را آشکار کرده که او را متناقض نما نشان داده . از این قبیل است :

1 _ ولایتمدارِ ولایت ستیز

 او از آغاز با داعیه ولایتمداری آمد و خیلی ها را فریب داد ولی به مرور ولایتستیزی خود را هویدا ساخت. مثلا در قضیه انتصاب رحیم مشایی به معاونت اولی خود بود که رهبری به وی امر کرد که وی را عزل کند واین نامه یک هفته بی جواب بود تا اینکه خود رحیم مشایی استعفا داد ونه اینکه احمدی نژاد وی را کنار بگذارد.

2 _ لیبرالِ دیکتاتور

دیکتاتور بودن وی در عرصه های مختلف بر همه هویدا شده مثلا در ماجراهای برکناری وزیرانی که اندکی آبشان با وی در یک جوی نمی رفت. و اما لیبرال بودن وی را من نمی دانم چگونه است آنجا که یکی از منتقدین کابینه دهم گفت که وی در مورد فرهنگ ، فردی لیبرال است. من که نمی دانم شما بگوئید چگونه ؟

|+| نوشته شده توسط علی محمد کاشانی در شنبه چهاردهم شهریور 1388  |
 به بهانه دادگاه سیاسیون متهم به اغتشاش

اندر باب دارالتوبه اينان

بهانه اين نوشتار نه دادگاه سياسيون نه محاکمه آنان بلکه

 اِندام ( پشيمان کردن ) آنان است.

همه مي دانند که اين دادگاه نيست چون دادي بر باد نرفته و بيدادي نشده تا دادستان آن را بستاند ونه جرمي به ارتکاب رفته تا محاکمه اي باشد. بلکه اين نمايشنامه نوشته شده تا عده اي را پشيمان کنند تا ديگر دماغ ( منظور بيني است ) اينان  ( يعني برپا کنندگان ) از اين مو ها در امان باشد تا با خيالي آسوده بدون موئي در دماغ به کار خويش و خويشان برسند.

راستي چرا هيچ کس به اندازه ذره اي از عقيده خود ، نه اتهامات ساختگي دفاع نمي کند ؟ همه توبه کرده اند و پشيمان شده اند و دگرگون شده اند و لاغر شده اند و لرزان شده اند و ...

خدايا ما را در اين ماه رمضان به دارالتوبه اينان نه بلکه به توبه به سوي خودت رهنمون فرما.

اما دارالتوبه چيست ؟

دارالتوبه اسم مکاني نيست مثل دارلحکومه يا دارالعباده و .... بلکه ترکيبي است از کلمه دار و توبه. دار نه به معني خانه بلکه به معني همان چيزي که کسي را به آن درآويزند و... و توبه هم يعني بازگشت  به سويي جديد.

ماجرا از اين قرار است که شخصي مي گفت که به اتهامي ما را بردند تا به نکرده اقرار کنيم که کرده ايم. هرچه تپال زدند و کردند از لطايف الحيل تا اعتراف کنيم ؛ نکرديم که نکرديم. تا اينکه صبحگاهاني بود  شيخي جوان با چند کت و شلواري با يقه هاي سفيد و فريبنده و از بيخ بسته آمدند و ميز و صندلي چيدند و ديدم که شبه دادگاهي است. اتهامي خوانده شد ناگاه بي درنگ شيخ جوان گفت اعدامش کنيد با دار. مرا بردند پاي دار ؛ همان داري که گفتم. طنابي حلقه شده برحلق من آويختند. راستش همه چيز را تمام شده ديدم و خدا خدا که رها شوم ، که ناگاه شنيدم که کسي گفت به او فرصت دهيد تا قدري بيانديشد تا به ناکرده اقرار کند و ما حرفي براي گفتن داشته باشيم.

پائين آمدم خوشحال و پريشان و مرا بردند و نوشته اي آوردند و خواندم و گفتند امضايش کن و من گفتم آخه من اينها را نکرده ام. گفتند فرصتي که داديم براي اين امضا است و باقي ماجرا...

و اينگونه در دادگاه رسمي بعدي اقرار کردم و توبه کردم و گريختم و ...و اين است حيات دوباره من به فضل توبه. آري اينچنين تو را پشيمان کرده و تو را توبه مي دهند و به تو حياتي دوباره مي بخشند. راستي اگر تو باشي اينچنين توبه نمي کني؟

اما گونه اي ديگر از توبه دادن :

ماجرا اين است که شيخي مصلح از طايفه « کروبيان» در رساله اي دلگشا به شيخي تمامت خواه از طايفه« بهرمانيان» نوشت که شنيده شده در بندگاههاي اينان حکايت عمودهاي لحميه و سپرهاي شحميه است جهت اقرار گيري. خدا کندکه نباشد ولي ببين اگر هست چرا هست ؟ و پي آنرا بگير.

اينان، نه ايران ؛ اينان ، نه اسلام. اين پشيمان کده نه بر قواعد ايراني است و نه بر اصول اسلامي که بر قواعد ايناني است.

اين نمايش  فقط خوراک پوپوليستي دارد و دانايان و نخبگان را به عزلت مي کشاند که مبادا ما را هم پشيمان کنند و...

 

 

|+| نوشته شده توسط علی محمد کاشانی در یکشنبه هشتم شهریور 1388  |
 فرمول پیروزی احمدی نژاد

فرمول پیروزی(پیروزاندن) احمدی نژاد

واینگونه در تاریخ آورده اند :

 پیروزی سید محمد خاتمی در سال 76 + سوگند شیخ احمد جنتی درمدرسه دارالشفای قم بعد از آن پیروزی مبنی بر اینکه دیگر اجازه ورود اصلاح طلبان به قدرت را نخواهیم داد.(طبق شنیده ها)  + ترفندهای احمدی نژادی + سیب زمینی + سهام به اصطلاح عدالت در آستانه انتخابات + افزایش حقوق کارکنان در آستانه انتخابات + شانتاژبازی های ناجوانمردانه احمدی نژاد در جریان برنامه های تبلیغاتی تلویزیون در تخریب انقلاب  و نیروهای  انقلابی و تغییر جهت  م ناظرات به سمت محاکمه و تخریب + هاشمی رفسنجانی (در دوره قبل و این دوره) حمایتهای بی دریغ رهبر+ یکدست بودن دستگاههای اجرایی و نظارتی + تقلب 100% حداقل ۸ میلیون رای + احتساب آرای کروبی و رضایی برای احمدی نژا د +  اعلام نتایج انتخابات باسرعت نور+  اقدامات جانب دارانه کیهان مصور(صداوسیما) * هزاران از این دست  ==== احمدی نژاد

|+| نوشته شده توسط علی محمد کاشانی در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388  |
 این اعلام نتیجه باطل است.
رییس کمیته صیانت از آرا می گوید به دلیل تخلفات گسترده ناظران و مجریان در مراحل مختلف رای گیری و شمارش آرا، انتخابات 22 خرداد باطل است.

حجت الاسلام یعلی اکبر محتشمی پور رسما از شورای نگهبان خواست این انتخابات را باطل اعلام کرده و انتخاباتی در شان جمهوری اسلامی و مطابق با موازین دموکراسی که شایسته حضور گسترده مردم باشد برگزار کند.

ادامه مطلب را بخوانید 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط علی محمد کاشانی در شنبه بیست و سوم خرداد 1388  |
 نامه میرحسین موسوی به مراجع تقلید
میرحسین موسوی در بیانیه‌ای بسیار مهم به علمای قم، از آنها خواست تا در راستای صیانت از آرای مردمی که دچار چنین زیان عظیمی شده‌ا‌ند، به مسوولان تذکر دهند. به گزارش قلم‌نیوز، ‌متن بیانیه بسیار مهم میرحسین موسوی خطاب به علمای قم به این شرح است:

"بسم‌الله الرحمن الرحیم

انا لله و انا الیه راجعون

محضر مبارک مراجع عظام و علمای اعلام

با اهدای سلام، اینجانب اطمینان دارم که روند حوادث انتخابات ریاست جمهوری دهم را با دقت پیگیری کرده‌اید. اگر چه توسل به دروغ و استفاده‌ی بی حساب از امکانات عمومی و دولتی برای تبلیغات یک‌سویه به سود نامزد حاکم به خوبی نشان دهنده عزم این گروه خاص برای پیروزی به هر قیمت و از هر راه ممکن بود، اما تصور تقلب در آرای مردم تا این اندازه و برابر انظار شگفت‌زده جهانیان از حکومتی که تعهد به عدالت شرعیه از ارکان اساسی آن شمرده می‌شود، برای کسی ممکن نبود.

امروز که با حیرت تمام شاهد چنین تصورات جسورانه در امانت مردم هستیم و تمامی راه‌ها برای احقاق حق بسته شده، مواجه شدن مردم مظلوم با سکوت علما و مراجع که ملجا راسخ این ملت شمرده می‌شوند، خسارتی بیش از یک تغییر در آرا را به دنبال خواهد داشت.

عواملی به بهانه‌های واهی با چوب و چماق و باطوم و شوک الکتریکی به جان اعضای ستادهای اینجانب و مراجعه کنندگان سرگردان و مبهوت از این وضعیت افتاده‌اند، در حالی که امیدی به کارایی قوه قضاییه محترم نمی‌رود زیرا جایی که دادستان کل کشور نتواند از سخن قانونی خود در پیشگیری از سخنرانی اضافی نامزد حاکم در سیما جلوگیری نماید، با چه ابزاری می‌تواند از این خشونت سیاه بازداری کند؟ به حسب وظیفه صیانت از آرای مردمی که اینک دچار چنین زیان عظیمی شده‌ا‌ند عرض حالی تقدیم و یادآور می‌شوم که شاید تذکر به جای شما به مسوولان مفید واقع شود.

ایاک و الظلم لمن لیس له الا الدعا

برادر شما - میرحسین موسوی"

|+| نوشته شده توسط علی محمد کاشانی در شنبه بیست و سوم خرداد 1388  |
 این رئیس جمهور کینه ورز

آیا می دانید چرا اینقدر احمدی نژاد از 

رفسنجانی و ناطق نوری کینه دارد ؟

چون هاشمی  در دوره قبل رقیبش بود و اکنون هم از رقیبش یعن آقای موسوی حمایت میکند. و از ناطق کینه دارد چون چندی پیش تصمیم داشتند کسی را از اصولگرایان در مقابل احمدی نژاد علم کنند و دیگر اینکه  جامعه روحانیت از احمدی نژاد حمایت نکرده است و برخی اعضای آن شخصا از موسوی حمایت کرده اند.

وگرنه مانند خانواه هاشمی  و ناطق زیادن , پس چرا احمدی نژاد نامی از آنها نیاورد ؟( مثل  آقازاده واعظ طبسی و آقازاده جنتی و آقازاده مشگینی و مصباح و پرونده شکر و …) اخه اینها یا خودشون حامی احمدی نژادند یا وصل به رهبرند که همواره از احمدی نژاد حمایت میکند. وگرنه اگر آقای هاشمی و ناطق اگر ازوی حمایت میکردند یا حداقل ساکت می بودند هرگز اینچنین آنها را در مناظره لجنمال نمیکرد.

مطلب دیگر اینکه میلیونها نفر در مملکت ما دارای خانه های 300 متری و بالاترند حالا این آقا گیر داده به خانه کروبی . آخه جناب محمود خان ! تو که شاگرد و مرید مصباح یزذی هستی یه مقداری اخلاق به تو یاد نداده که تا ادله قاطع و موثق نباشد نمی توان کسی را متهم به دزدی و اختلاس کرد؟؟! اگر وی همین خانه 300 متری را از راه حلال بدست آورده باشد چگونه میتوانی در روز قیامت به این قبیل اتهام افکنی ها جواب دهی؟

(به شرطی که اعتقادی به رستاخیز داشته باشی)

|+| نوشته شده توسط علی محمد کاشانی در یکشنبه هفدهم خرداد 1388  |
 پاسخ خانم رهنورد به جنجال آفرینی احمدی نژاد

پاسخ خانم دکتر رهنورد به جنجال آفرینی احمدی نژاد

دکتر زهرا رهنورد با استقبال از بررسی پرونده تحصیلی وی تاکید کرد که هتاکی و پرونده سازی با اخلاق اسلامی سازگار نیست.
این استاد دانشگاه گفت: روندهای غیراخلاقی در فصل انتخابات بروز پیدا می‌کند که رویه شدن آن یک خطر جدی است، به آنان که در مدرک تحصیلی بنده تشکیک می‌کنند تذکر می‌دهم لااقل اطلاعات خود را تکمیل کنند. رهنورد در پاسخ به سوال یک دانشجوی اصولگرا که از روی نوشته روزنامه ایران تهمت به رهنورد را می‌خواند، در جمع پرشور دانشجویان دانشکده مدیریت دانشگاه آزاد تهران شمال پاسخ داد: در چند روز اخیر برخی شبهات پیرامون مدرک تحصیلی بنده مطرح شده که نشان از تنگ آمدن برخی و دستاویز شدن به اقدامات مجعول و شائبه برانگیز می‌دهد.
رهنورد گفت: برای من جای این سوال باقیست که کسانی که به خود اجازه افترا می‌دهند، آیا از سوابق مبارزاتی من خبر دارند؟ اولین آثار قرآن پژوهی من در سال 52 تا 54 منتشر شد و برخی کتاب‌های من به زندان طی یک هفته منتشر گردید. وقتی که انقلاب شد، 10 جلد از مکتوبات من منتشر شد؛ 30 جلد کتاب تدوین کرده و 10 جلد از آن به زبان‌های زنده دنیا ارائه شد.
وی افزود: هتاکان امروز، دیروز در کوران مبارزات و خفقان رژیم ستمشاهی که من در سنگر مبارزه بودم کجا بوده‌اند؟ آن زمان که به خاطر نگارش کتب ضد رژیم طاغوت تحت تعقیب بودم چه می‌کردند؟
رهنورد افزود: کتاب حجاب پیام زن مسلمان را در آمریکا نوشتم و با تیراژ بیش از یک میلیون چاپ شد و جامعه آن روز را تحت تاثیر قرار داد و امروز هم به راه اسلام و امام و انقلاب افتخار می‌کنم و از خدا می‌خواهم در این مسیر ثابت قدم باشم.
وی گفت: افتخار می‌کنم که پله پله درس خواندم و بالا آمدم و اعتقاد دارم جایگاه علم و زیور دانش آن قدر قداست دارد که نباید از هر راهی و برای هر هدفی، به هر روشی دست یازید.
رهنورد درتوضیح روند تحصیل خود گفت: در سال 47 وارد دانشگاه تهران شدم و در سال 51 در مقطع کارشناسی فارغ التحصیل گردیدم، در سال 65 برای ارتقای دانش سیاسی و اجتماعی خود با شرکت در کنکور به دانشگاه آزاد اسلامی وارد شدم و فوق لیسانس و دکترای رشته علوم سیاسی به همراه 30 واحد مغایر و 39 واحد کارشناسی ارشد گذراندم. در سال 74 فارغ‌التحصیل گردیدم. در فوق‌لیسانس هنر نیز شرکت کردم و در سال 1373 از دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل گردیدم. (درآن زمان تحصیل هم زمان در دو رشته و دو سیستم دولتی و خصوصی مجاز بود.)
وی در ادامه گفت: گذران 10 سال در پروسه کارشناسی ارشد و دکترا انجام شده و بنده در شان خود نمی‌دانم که به این قبیل مسایل پاسخ بگویم. چون می‌دانم در روند پرونده‌سازی هر روز یک پروژه جدید مطرح می‌شود.
رهنورد افزود: آیا مساله مملکت ما این است که مدرک بنده چیست؟ من پرونده‌سازان را دعوت می‌کنم که توان خود را معطوف به توسعه کشور کنند نه تخطئه دیگران! و البته پرونده‌سازان مطمئن باشند، شکست خواهند خورد. وی بیان کرد: من افتخار می‌کنم که پروژه فوق لیسانس را درباره اندیشمندان عرب و شبه قاره و پایان نامه مقطع دکتری خود را پیرامون دولت اسلامی و حکومت اسلامی پرداختم و اکنون هم تمام توان خود را معطوف به اعتلای ایران اسلامی خواهم نمود. و فوق لیسانس هنر را با عنوان حکمت هنر اسلامی گذراندم که مورد تایید علامه جعفری استاد بزرگوارم قرار گرفت. وی به دانشجویانی که این سوال را مطرح کرد توصیه کرد که دنباله‌روی پرونده‌سازان نباشند و راه خود را طی کنند.
رهنورد در پایان گفت: از کسانی که چنین مطلبی را مطرح کرده‌اند، تشکر می‌کنم که به من فرصت دادند این اطلاعات را در اختیار علاقه‌مندان قرار دهم.

اندکی از افتخارات این بانوی فرهیخته:

زهرا رهنورد به‌عنوان نخستين زن در عرصه دانشگاه به مقام استاد - فول پروفسور - رسيد.
به گزارش گروه دريافت خبر ايسنا، اين نظريه پرداز هنر، نقاش، مجسمه‌ساز و مدرس دانشگاه تهران در دانشكده هنرهاي زيبا، نخستين زن هنرمند، در كل دانشگاه‌هاي كشور است كه در دانشكده هنرهاي زيبا دانشگاه تهران به مرتبه استادي رسيده است.
از اين هنرمند نقاش و مجسمه ساز تاكنون بيش از30 جلد كتاب و ده‌ها مقاله در مباحث تئوري هنر، زنان و علمي سياسي به چاپ رسيده و ده‌ها پرده نقاشي و مجسمه از آثار اوست. از آن ميان مجسمه‌ي مادر واقع در ميدان محسني مشهورترين آنهاست و مجسمه‌هاي پرند و درخت طوبا و ماه و پرند در دانشگاه الزهرا(س) نصب شده است.
رهنورد هم اكنون عضو هيات علمي دانشكده هنرهاي زيبا و عضو فرهنگستان هنر است. گفته مي‌شود از ميان اعضاي فرهنگستان هنر از آغاز تاكنون اساتيدي چون هادي نديمي، محمود جوادي‌پور، محمدحسين حليمي، محسن حبيبي، مهدي حسيني، يعقوب آژند و فرهاد ناظرزاده كرماني داراي اين مرتبه‌ي علمي بوده‌اند.

|+| نوشته شده توسط علی محمد کاشانی در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388  |
 تأملی کوتاه بر مناظره موسوی و احمدی نژاد

تأملی کوتاه بر مناظره آقای موسوی و احمدی نژاد

       

1 _ آنچه همواره مورد تأکید رهبر انقلاب بوده مخصوصا در این روزهای تبلیغات انتخابات ؛ پرهیز از تخریب است.

2 _در مناظره موسوی و احمدی نژاد بر خلاف منویات رهبر انقلاب ؛ اساس بر تخریب بود. و آن در کلام احمدی نژاد مشهود و هویدا و ملموس بود.( قضاوت با مردم ).

3 _ اما آنچه در این مجال به این بهانه قابل ذکر است این است که چرا آقای رئیس جمهور اخلاق را باخته و برای تداوم شادیش از به قدرت رسیدن دوباره دیگرانی را حال با سابقه نیک یا بد تخطئه کند و بکوبد و به اصطلاح بدی های آنها را به حساب جناب آقای موسوی بگذارد و در جهت تخریب وی استفاده کند ؟

4 _ واما بر آقایان هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری فرض است که در جهت اعاده حیثییت به بازی گرفته شده خود دفاع کنند تا اندکی به روشن شدن فکر مردم و منحرف نشدن ذهن آنان کمک کنند.

 و اما سؤال اساسی :

حال به نظر شما آقای موسوی ولایت مدارتر است یا احمدی نژاد ؟ و احمدی نژاد با چه پشتوانه ای این گونه به معتمد رهبری و به مشاور عالی وی حمله میکند ؟

|+| نوشته شده توسط علی محمد کاشانی در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388  |
 قرداد ننگین !؟سعد آباد ، مقام معظم رهبری و احمدی نژاد

این رئیس جمهور ولایتمدار!؟

۱ ـ یکی از نکات مثبت احمدی نژاد از سوی طرفدارانش ولایتمداری ایشان می باشد.

۲ ـ یکی از مواردی را که احمدی نژاد برای تبلیغات خود از آن سوء استفاده میکند مسئله قرارداد سعد آباد است که طی آن دولت آقای خاتمی و چند دولت اروپایی توافق کردن که فعالیتهای هسته ای مدتی به حالت تعلیق درآید. که احمدی نژاد آنرا ننگین میداند و شکستن پلمپها را نوعی شجاعت برای خود تلقی کرده و از آن وسیله ای برای تبلیغات انتخاباتی ساخته است.

۳ ـ همه می دانند که رهبر انقلاب در حمایت از عملکرد دولت و ردی بر انتقادات رقبای احمدی نژاد در کردستان گفتند : « که این جوری ها هم که شما ها میگویید نیست بنده از همه شما بیشتر به امور مملکت اشراف دارم.» وقطعا این اشراف در قبل هم بوده و به تازگی ایجاد نشده است. همانگونه که خود ایشان ۱۲ روز بعد از آن قرداد درباره انتقادات آن روز به این قرارداد گفته بودن :« به نظر بنده، هر دو نوع نظريه اي كه درباره "مذاكرات انجام گرفته" وجود دارد غيرمنطبق با واقع است. يك طرز تفكر اين است كه افراد مومن و غيور ما تصور مي كنند دولت تسليم شد كه بايد گفت اين طور نيست و هيچ تسليمي تا اينجا وجود نداشته است. اين يك حركت سياسي و كار ديپلماسي است. طرز تفكر ديگر كه در نقطه مقابل طرز فكر اولي است، اين است كه عده اي خيال مي كنند ديگر نبايد معطل كرد و هر چه آنها مي خواستند بايد داد تا مبادا بهانه گيري كنند. اين هم درست نيست و دستپاچه شدن است.»

۴ ـ حال باید پرسید که آیا احمدی نژاد از این قضیه بی اطلاع است؟ که در چنین حالتی وای بر من وای بر شما و وای بر او. ویا اینکه آیا واقعا آقای احمدی نژاد آنگونه که حامیانش میگوین ولایتمدار است ؟ که بعید می دانم.

|+| نوشته شده توسط علی محمد کاشانی در دوشنبه یازدهم خرداد 1388  |
 هواداران احمدی نژاد بخوانند

[می گویند دروغگو حافظه ندارد]

احمدي نژاد و سهميه‌بندي بنزين ‌سال اول تا سال چهارم   

 نـخـستين اظـهـارنـظـر رسـمـي در خـصـوص سهميـه‌بنـدي بنـزيـن، يك‌هزار و يكصد و بيست روز قبل يعني روز اول ارديـبـهـشــت‌مــاه 85 تـوسط محمود احمدي‌نژاد بيان شد.او در جــريــان بــازديــد از يــازدهـمـيـن نمـايشگاه بين‌المللي نفت، گاز و پتروشيمي با انتقاد از روند مصرف بـنــزيـن در كشـور اظهـار داشـت:...» اعـتـبــاراتــي كــه بـايـد صـرف سرمايه‌گذاري و توليد شود به دليل مصرف بيش از حد بنزين، به هدر مي‌رود. با سهميه‌بندي بنزين هم امـورات مـردم مي‌گذرد، تنها بايد سفرهاي غيرضروري قدري كاهش پيدا كند.« از روز دوم ارديبهشت‌ماه 85 كه روزنامه رسمي دولت، اين اظهارات احمدي‌نژاد در حمايت از سهميه‌بندي بنزين را چاپ كرد تا چهارصد و سي روز پس از آن كه سهميـه‌بنـدي بنـزيـن بـه صـورت رسمي آغاز شد هيچ‌گونه اظهارنظر رسمي از رئيس‌جمهور در مخالفت بـا سـهـمـيـه‌بـنـدي ابـراز نـگرديد. سه هفته پس از آغاز سهميه‌بندي نـيز احمدي‌نژاد در جمع مديران وزارت رفــاه، بــه تـشــريـح فـوايـد سهميه‌بندي بنزين پرداخت و اين اقـدام را موجب »كاهش ترافيك شـهــري، بهبـود محيط زيسـت و ارتقاي تندرستي و سلامتي جامعه« دانست. وي همچنين بر اين نكته تاكيد كرد كه »بايد استفاده درست و بهينه از بنزين به يك افتخار ملي در كـشور تبديل شود.« وي براي آنـكـه حـمـايـت عـمـومي از طرح سـهـمـيـه‌بـنـدي بـنـزين و كاهش واردات آن را جلب كند از وزير رفاه و همكاران او درخواست بيمه بيكاري افراد سرپرست خانوار را ايجاد كنند و براي رفع نگراني آنها در خصوص منبع مالي تامين اين پوشش بيمه اظهار داشت: » منابع مالي آن را از محل صرفه جويي بنزين تامين مي كنيم.« البته اين وعده رئيس جمهور كه خبرگزاري حامي دولت(فارس) روز بيست و پنجم تيرماه 86 آن را منعكس كرد هيچ‌گاه پيگيري نشد اما همين اظهارات نشان مــي داد كــه رئـيـس جمهـور در فاصله حدود 15 ماهه از زمان كليد زدن پروژه سهميه بندي بنزين تا زمان ارائه اين وعده، همچنان مزاياي سهميه بندي بـنـزيـن را بـيـشـتـر از مـعـايـب احتمالي آن مي دانسته است. يك هفته قبل از ديدار با مديران وزارت رفاه و در حالي كه دقيقاً دو هفته از آغاز سهميه بندي بنزين مي‌گذشت احمدي نژاد در ديدار با گروهي از خبرنگاران به موضوع بنزين اشاره كرد و اظهار داشت: »سهميه بندي بنزين يك اتفاق بزرگ است كه وجوه گوناگوني دارد . يكي از آنهـا حفظ منافع ملي است. ما سه برابر سرانه دنيا مصرف مي كنيم و اين فرهنگ اصلاً درسـت نيسـت... به نظر من وقتي مي توان با روش‌هاي ديگر زندگي كرد و بيخود با خودرو تردد و در ترافيك دود مصرف نكرد، نيازي به عرضه آزاد بنزين نيست.« اين بخش از اظهارات رئيس جمهور، پاسخ به تاكيدات نمايندگان مجلس بـود كـه مصـوبه مجلس را شامل عرضه آزاد بنزين در كنار سهميه بندي مي دانستند و معتقد بودند عدم ارائه بنزين آزاد توسط دولت، مشكلات زيادي را براي كشاورزان، تـوليـدكننـدگـان، مسافران و ساير اقشار جامعه به وجود آورده است. ‌‌البته احمدي نژاد نخستين بار در تاريخ بيست و هشتم شهريور ماه 87، مخـالفـت خـود بـا سهميـه بندي بنزين را با اين عبارت بيان كرد كه »مـطـمـئـن شـدم اين طرح براي زمين زدن دولت است و نه براي حل مشكل بنزين، بنابراين به دوستان گفتم هر طور شده، آن را اجرايي كنند.«‌‌بـا گـذشـت حـدود 23 ماه از آغاز سهميه‌بندي بنزين و سي و هفت ماه از نخستين اعلام حمايت صريح احـمــدي‌نــژاد از سـهـميـه بنـدي -در سال اول رياست جمهوري - و در حـالـي كه ماه هاي پاياني از آخـريـن سـال دوره نـهم ريـاست جـمـهـوري در حـال سپري شدن است، احمدي نژاد ديروز در جمع مـديران ارشد وزارت نفت اظهار داشت: » من از همان ابتدا گفتم سهميه بندي كار درستي نيست و با برنامه هاي پلكاني مي توان صرفه جويي را انجام داد. اكنون هم كه سـهـميـه بنـدي صـورت گـرفتـه، به ميزاني از صرفه‌جويي دست يافته ايم و اين يك دستاورد و كار بزرگ است و البته مي توانستيم اين كار را از راه ديگري با هزينه كمتري انجام دهيـم.« ‌در واكنـش بـه اظهـارات رئيس جمهور يك عضو كميسيون برنامه و بودجه مجلس اظهار كرد: ‌اگر دولت مخالف سهميه بندي بود چرا در همه جا اين موضوع را به عنوان موفقيت هاي خودشان و دولت آن را به رخ مردم مي كشيدند. آنها مي گفتند ما بنزين را سهميه بندي و كشور را روزانه، با 26 ميليون ليتر بنزين صرفه جويي روبه رو كرديم. اگر مخالف بودند- معتقدم در ابتدا مخالف بودند- چرا بعداً به عنوان افتخارات خودشان همه جا از آن ياد مي كردند. در واقع انسان با موضوعي كه مخالف است به عنوان موفقيت از آن ياد نمي كند. اين نمـاينـده مجلـس افـزود:‌امـا نكته ديگر در اين موضوع اين است كه مگر هدفمند كردن يارانه ها، چيزي جز سهميه بندي كردن بنزين هست؟ مگر نمي خواستند طي آن بنزين را سهميه بندي كنند و آن را با قيمت بالاتر از سهميه به مردم بدهند؟ چه شده كه دولت در اين موضوع لايحه هدفمند كردن يارانه ها را ارائه مي دهد و بعد هم كه مجلس شتـاب و عجلـه را نمي پذيرد اعضاي دولت، مجلس را ترك و قهر مي كنند وهمچنين دو روز در ايام بودجه در مجلس حضور پـيـدا نمـي كننـد. اگـر آقـايـان مخالف سهميه بندي و افزايش قيمت بنزين آزاد هستند پس چگونه لايحه هدفمند كردن را ارائـه مـي دهـند. من معتقدم يكي از دلايلي كه ما با هدفمند كردن يارانه ها مخالفت كرديم همين موضوع بود. زيرا مجلس هفتم همراهي كاملي با دولت داشت و هرچه آن زمان كه ما در مجلس نبوديم و از بيرون فرياد مي زديم كه اگر شما نقدينگي را در جامعه افزايش دهيد تورم به وجود مي‌ا~يد دولت اين حرف را به تمسخر مـي‌گـرفـت و مـجلـس هم گـوش نمي كرد. ولي وقتي تورم افزايش پيدا كرد اولين كسي كه مدعي شد خــود دولــت بــود. يعنـي آقـاي رئيس جمهور پيش از سفر به مكه كه از تلويزيون با مردم خداحافظي و حلاليت طلبي كردند و خبرنگار سوال كرد كه »چرا اين قدر تورم وجود دارد؟« آقاي رئيس جمهور فرمودند تورم تقصير مجلس است كه بر ما اين تورم را تحميل كرد. ‌‌مــن هـم از هـمـيـن گـفـتـه هـاي آقاي رئيس جمهور كه در يك روز، كامل دفاع مي‌كند و در روز ديگر همان موضوع را كاملاً رد مي كند و به گردن مـجلـس مي اندازد در صحن علني مجلس در زمان تصويب بيست هزار ميليارد تومان هدفمند كردن يارانه‌ها، بـه نـمايندگان گوشزد كردم و گفتم نمايندگان محترم، فرداست كه باز هم ايــن مـوضـوع را بـه گـردن مـجلـس بينـدازنـد و شما نگذاريد اين حادثه ناگوار رخ دهد و مجلس نتواند فردا پاسخ مردم را بدهد. بنابراين ما چون سابقه اين مسئله را داشتيم كه اگر مصـوبـات مجلـس بـا رضـايـت مردم روبه‌رو شود دولت مدعي مي‌شود كه اين مال من است و اگر با رضايت مردم روبه‌رو نشده و احياناً نوعي اعتراض را به دنبال داشته باشد دولت عادت دارد فوراً اين موضوع را به گردن مجلس بيندازد من اين پيش بيني را كردم كه متاسفانه الان اين پيش بيني درست از آب درآمـده اسـت. نمـاينـده كاشمر افزود: اگر ما حرف هاي غيركارشناسي دولت را هم بدون دليل مي پذيرفتيم و اجرا مي كرديم باز هم امروز با اعتراض شديد دولت روبرو بوديم مبني بر اينكه مـجلــس هشتـم بـاعـث تـورم شـد! ‌‌خـوشـبـخـتـانـه مـجلـس هـشتم اين مـوضـوع را بـا تـامـل و دقـت، كـامـلاً كارشناسي كرد و نگذاشت اتفاقاتي كه قرار است بيفتد باز به گردن مجلس بيندازند. ‌‌خباز در پاسخ به اين سوال كه »آيا موضع اخير رئيس جمهور ربطي هم به انتخابات دارد؟« گفت: طبيعتاً اگر در همه چيز فراواني باشد مردم رضايت بيشتري خواهند داشت، يعني اگر بنزين با ليتري 80 تومان آزاد باشد رضـايـت بيشتري به وجود مي‌ا~يد بـراي هميـن جلب نظرها، سخنمـي‌گـويـد . بنـابـراين معتقدم اين موضع گيري براي اين اعلام شده است كه بگويند در سهميه بندي بنزين ما مقصر نيستيم.

به نقل از آفتاب یزد

|+| نوشته شده توسط علی محمد کاشانی در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388  |
 در پی تشییع جنازه آیت الله بهجت

در پی ارتحال آیت الله بهجت

این مردم چرا در مناسبات سیاسی نمی آیند ؟

آیت الله العظمی بهجت

وقتی سیل خروشان جمعیتی را که برای تشییع پیکر مرحوم آیت الله بهجت آمده بودند دیدم به این نکته پی بردم که عملا در جامعه ما دین از سیاست جداست و دعواهای میان اندیشمندان هم هیچ و پوچ است که عده ای می گویند دیانت ما عین سیاست ما و سیاست ما عین دیانت ماست. و هرگز چنین نیست زیرا سیاست هرقدر هم بخواهی اخلاقی و اسلامی باشد باید با چاشنی دوز و کلک و نیرنگ آمیخته باشد وگرنه هیچ جایگاهی در عرصه سیاست ورزی و سیاست بازی نخواهی داشت. بگذریم.! راستی این سیل خروشان جمعیت در راهپیمایی های سیاسی و در انتخابات کجا هستند ؟ آیا این خود نشان دهنده دیدگاه مردم نسبت به سیاست و سیاست بازی نیست؟

نکته ای دیگر:

همه می دانند که دو مرجع مرحوم آقایان فاضل لنکرانی و بهجت نسبت به دولت و سیاست دو موضع 100% مخالف داشتند فاضل در مناسبات سیاسی شرکت می کرد ولی بهجت نه ؛ فاضل بیانیه های سیاسی متعدد می داد ولی بهجت نه ؛ صندوق رای دربین مراجع اول به بیت فاضل میرفت واصلا به بیت بهجت نمی رفت ؛ ودر تشییع جنازه این دو شاهد دو نوع حضور بودیم . اگر فیلم تشییع جازه فاضل لنکرانی را ببینید با اینکه در سالروز شهادت حضرت فاطمه بود و با وجود حضور دستجات عزا ؛ جمعیت حاضر به اندازه یک پنجم جمعیت حاضر در مراسم تشییع جنازه آقای بهجت نبود. که باز این نشانگر برخورد متفاوت مردم با مراجع دولتی سیاسی و مراجع غیر دولتی و غیر سیاسی است.

نظر شما چیست؟

|+| نوشته شده توسط علی محمد کاشانی در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388  |
 به بهانه حمایت تعدادی از مدرسین حوزه قم از احمدی نژاد

چه مظلوم است این شرع مقدس

جناب شیخ محمد یزدی ازمنبری های سابق که اکنون با بضاعت علمی به اندازه هیچ شده آیت الله و رئیس مدرسین حوزه قم اعلام کرد که فقط به حکم وظیفه شرعی و نه گرایشات سیاسی از احمدی نژاد حمایت می کنیم.

گویا اینکه دیگران  که در مقابل احمدی نژاد هستند العیاذ بالله ناشرعند یا ناشرعی مرتکب شده ان که اگر چنین باشد شورای نگهبان که همان تعدادی از جامعه مدرسینند باید آنها را رد صلاحیت کنند به دلیل مخالفت با شرع. واگر ناشرع نیستند پس چرا حمایت کاملا سیاست بازانه خود را تکلیف شرعی می دانند تا توده متشرع ملت را به سمتی خاص بکشانند. واین کاملا با عدالتی که باید داشته باشند در تناقض است.

و چه خوب آیت الله بهجت شناخته بود این مکاران سیاست باز اهل نیرنگ را که هرگز آنان را به خانه خود برای این چنین نیرنگ بازی ها راه نمی داد. عاش سعیدا و مات سعیدا.

روحش شاد.

|+| نوشته شده توسط علی محمد کاشانی در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388  |
 تبلیغات برای احمدی نژاد

از که می ترسید ؟ !!!

از میر حسین موسوی نخست وزیر انقلابی و مکتبی مورد تأیید امام ؛ از همو که در سخت ترین شرایط به بهترین نحو ممکن مملکت را اداره کرد.

یا از کروبی میترسید. همو که از یاران نزدیک امام بود و تا پایان حیات امام در کنارش بود. از همو که دوره هایی را رئیس قوه قانونگذاری بوده در همین نظام نه نظام شاهنشاهی ؛ از همو که جلو افراطیون مجلس ششم را می گرفت.....

که این چنین به تکاپو افتاده اید و کارهای صورت گرفته در این 4 سال را به تصویر تلویزیونی میکشید؛ که در روال عادی هر کس رئیس جمهور بود همین روند وجود داشت.

وحقوق و معوقات فرهنگیان را در آستانه انتخابات می پردازید و سهام عدالت روستائیان را یکجا و فله ای در آستانه انتخابات می دهید. تا موجی از حمایت های توده ای و عوامانه را به نفع خود به راه اندازید.

ودر جریان سفرهای استانی به اجبار عکس های احمدی نژاد را به تاکسی ها و مغازه ها می چسبانید ؛ که اگر کسی از این برنامه تخلف کند وی از ادامه کار باز می ماند.

 واز هیجان انتخاباتی در صدا و سیما برای حضور حد اکثری می کاهید. چون با حضور حد اقلی است که شما به اصطلاح اصولگرایان بی اصل به قدرت میرسید.

مثل مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم. که اینها را با مجلس ششم وریاست جمهوری هفتم و هشتم مقایسه کنید

تا بر شما هویدا گردد که آری این چنین است برادر.....

|+| نوشته شده توسط علی محمد کاشانی در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388  |
 حامیان مصلحتی احمدی نژاد بخوانند

آیا باز حمایت میکنید؟

از کسی که در دوران او به گفته یکی از همفکران نزدیک خودتان بیشترین مخالفت با ولایت فقیه و مراجع دینی از سوی او صورت گرفته است.

1 _بعضي حاميان دولت تلاش مي‌كنند هر حركت مثبت را به عملكرد رئيس جمهور نهم نسبت دهند و تمام ناكامي‌هاي سه سال اخير را ناشي از عملكرد دولت‌هاي قبلي و مجلس فعلي بدانند كه متاسفانه رسانه هاي وابسته به بيت المال نيز براي تثبيت اين ادعاي گزاف به آنها كمك مي‌كنند. اگر امروز حقوق كارمندان و بازنشستگان افزايش مي‌يابد اين اقدام بر اساس مصوبه مجالس ششم، هفتم و هشتم است كه البته آنها نيز جز انجام وظيفه، كاري انجام نداده‌اند. در اين ميان اگر كسي به دنبال كشف نقش دولت نهم در اين پروژه باشد شايد نتواند نقشي جز »تاخير« در اجراي قانون و موكول كردن اجراي آن - خواسته يا ناخواسته - به روزهاي نزديك انتخابات پيدا كند. پس چرا بايستي يك مقام ظاهراً مستعفي دولتي، افزايش حقوق چند ميليون بازنشسته را »هنر دولت نهم« بداند و از آن استفاده تبليغاتي براي دولت نهم انجام دهد؟ همراهي رسانه ملي با دولت و پخش مكرر اين ادعا كه »دولت مي‌خواسته است ماهيانه 60 هزار تومان به هر فرد يارانه بدهد اما مجلس اجازه نداده است« نمونه ديگري از وجود فضاي ناعادلانه انتخابات مي‌باشد.آيا سخاوت رسانه ملي در پخش ادعاهاي رئيس‌جمهور و محروم ساختن رقبا و حتي ساير فراكسيون هاي جناح اصولگرا از پاسخ گويي به ادعاهاي غيردقيق دولتي ها، مفهومي جز ناعادلانه بودن عرصه تبليغاتي در انتخابات دارد؟ سخنراني هاي مكرر در شهرستان‌ها و اعلام بخشي از مصوبات بودجه اي مجلس به عنوان هداياي دولت نهم به اهالي شهرستان هاي مختلف نيز در همين راستا قابل ارزيابي است. براي آشكار ساختن هدف اين يادداشت، نمونه‌هاي ديگري نيز مي توان عرضه كرد كه همه آنها، يك نتيجه به دنبال دارد و نشان مي دهد تداوم برخي اقدامات و اظهارات، جز اثبات »عدم وجود عدالت كامل در جنبه‌هاي گوناگون انتخابات« نتيجه‌اي ندارد. كساني كه مايلند خود را بيش از رقبا، تابع ولايت فقيه نشان دهند، پس از سخنان اخير رهبري وظيفه سنگين تري دارند. آنها بايستي مراقب هر گام و كلام خود باشند زيرا بسياري از اظهارات و اقدامات آنها در ماه‌هاي اخير، بيشترين تاثير را در »نگران سازي« سياستمداران رقيب دولت نهم داشته و تداوم غيرقابل انكار روش هاي قبلي، موجب افزايش اين نگراني ها خواهد شد؛ حتي اگر به خاطر برخي ملاحظات و حفظ حرمت‌ها، عده‌اي دغدغه‌هاي خود را مطرح نكنند يا تاكيد بر اين نگراني‌ها كاهش يابد.

2_اما برخي حوادث دو ماه اخير، بازي را عوض كرده است. اكنون ديگر نمي‌توان مانند سال 76، بازي كفر و اسلام را به راه انداخت. زيرا كسي كه امروز عملكرد دولت نهم را منجر به افتادن كشور در پرتگاه مي‌داند، عالي‌ترين فرمانده دفاع مقدس بوده و در يك دهه اخير بـا حكـم رهبـري نـظام، مسئوليت »دبيري مجمع تشخيص مصلحت نظام« را به دوش كشيده است.

در شرايط فعلي، زيرسوال بردن شعارهاي »عدالت ظاهر« دولت، تنها مختص اصلاح‌طلبان نيست بلكه افرادي كه سخنان سال‌هاي گذشته ايشان نشانه كينه عميق از اصلاح طلبان بود نيز به زبان صريح يا در لفافه، اشتغال بيش از حد دولت به شعار عدالت و غفلت از اجراي عدالت را به چالش مي‌كشند. امروز اصلاح‌طلبان، با سربلندي هر چه تمام‌تر - و البته با تاسف بسيار - ادعاهاي خود در خصوص ناكامي دولت در عرصه خارجي را تكرار مي‌كنند اما بـعـضـي از اصـولگرايان - اعم از سياستمدار يا صاحب‌نظران ديني و اجتماعي - گاهي سخناني در همين زمينه مي‌گويند كه به مراتب شديدتر از ادعاهاي اصلاح طلبان است.

براي عده‌اي از طرفداران دولت، تنها‌»متر« قابل اعتماد، شخص احمدي‌نژاد و عملكرد اوست. براي اين افراد، هر كس از احمدي‌نژاد انتقاد كند، يا »بازي خورده« است يا »رانت‌خوار«. اما مگر مي‌شود كسي را كه از بيست سال قبل تاكنون، نماينده رهبري در عالي‌ترين مرجع امنيت ملي كشور بوده است نيز بازي خورده ناميد و هشدارهاي او در خصوص پيامد منفي برخي تحركات ديپلماتيك دولت نهم را ناشي از جنگ »ارزش‌ها« و »ضد ارزش‌ها« دانست كه به ادعاي حاميان دولت، پس از روي كارآمدن احمدي نژاد به صورت علني درآمده است؟

3 _‌رئيس مركز پژوهش‌هاي مجلس با بررسي عملكرد دولت احمدي‌نژاد خاطر نشان كرد: ‌احمدي‌نژاد طرفدار اقتصاد رشدمحور نيست و دولتش برپايه عدالت محوري سر كار آمد. اشكال دولت وي اين است كه به تئوري‌هاي اقتصادي اعتقادي ندارد. احمدي‌نژاد مي‌خواهد بدون تئوري‌هاي اقتصادي، ‌كشور را اداره كند. ‌وي افزود: ايشان پرشتاب و تند حركت مي‌كند و نتيجه كارش اين شد كه حركت سينوسي و زيگزاگي به ‌نتيجه نمي‌رسد. گفته بودم كشتي دولت قطب‌نما ندارد، تعارف نداشتم. ‌نماينده تهران عنوان كرد: متاسفانه در دولت احمدي‌نژاد قانون‌گريزي و قانون‌ستيزي افزايش يافت ‌كه قصه تلخ حج و زيارت يكي از اين موارد است.

4 _روز هفتم ارديبهشت سال 1384 در هــواي بــارانــي تـهـران، سيد محمد خاتمي براي شركت در يك نشست به دانشگاه تهران دعوت شده بود. آن روز مانند بسياري از روزهاي باراني ديگر، ترافيك تهران آنقدر سنگين بود كه رئيس جمهورِ وقت، ديرتر از زمان تعيين شده به محل سخنراني خود رسيد. او در ابتداي صحبت‌ براي پوزش خواهي از حضار گفت: »با اينكه مسئول ساماندهي شهر، مستقيماً دولت نيست اما باز هم به خاطر گناهان ناكرده و قصورهاي نداشته از طرف كساني كه اينچنين وضعي را نمي‌توانند اداره كنند از شما معذرت مي‌خواهم«. اين اظهارات، واكنش فوري و شديد شهردار وقت تهران - محمود احمدي‌نژاد - را به دنبال داشت: »از اينكه رئيس جمهور -خاتمي - بالاخره يك‌بار در ترافيك تهران معطل شد و از نزديك مشكلات مردم تهران را لمس كرد، هم خوشحاليم و هم متاسف. خوشحال از اينكه رئيس جمهور، يك‌بار هم كه شده از ميان مردم عبور كردند... و متأسف از اينكه بسيار دير با اين معضل آشنا شدند. البته اگر دفتر ايشان در همان خيابان پاستور باقي مي‌ماند شايد زودتر با مشكلات مردم آشنا مي‌شدند«‌.

سخنان آن روز احمدي‌نژاد، به مذاق بسياري از افراد اعم از اصلاح طلب و اصولگرا خوش نيامد. معترضان، اين نوع سخن گفتن با رئيس جمهور را نمي‌پسنديدند. اما همين سخنان تلخ كه بر زبان احمدي‌نژاد به عنوان كانديداي رياست جمهوري جاري شد مي‌توانست نويد دهنده آينده‌اي بهتر براي تهران - در صورت پيروزي احمدي نژاد - باشد. كمتر از دو ماه بعد، احمدي‌نژاد در ميان حدود يكصد نماينده مجلس با صراحت اعلام كرد كه در صورت پيروزي در انتخابات، شهردار تهران را به جلسات هيئت دولت فراخواهد خواند. اين سخن، در واقع تكميل اعتراضات قبلي او به خاتمي بود كه چرا برخلاف روال حاكم در سال‌هاي قبل از آن، شهردار را بـه جلسات هيئت دولت دعوت نمي كند. تنها چهار روز بعد از اين وعده احمدي نژاد، او به عنوان برنده رقابت انتخاباتي به مردم معرفي شد و در نخستين روزهـاي ريـاست، تبليغات وسيعي در خصوص استقرار دائم رئيس‌جمهور در دفتر پاستور به راه افتاد.

احمدي‌نژاد هيچ گاه وعده خود براي دعوت شهردار تهران به جلسات كابينه را اجرا نكرد. در عين حال به نظر مي رسيد كسي كه قبل از استقرار در كاخ رياست جمهوري، به مدت دو سال و چند ماه مسئوليت شهرداري را به عهده داشته است به خوبي نقاط كور در معضل ترافيك تهران را شناسايي كرده و استقرار او در خيابان پاستور هم باعث عدم غفلت از وضعيت ترافيك شهري - نكته‌اي كه خاتمي به خاطر آن، مورد سرزنش احمدي نژاد قرار گرفته بود - خواهد شد. اكنون كه 4 سال از زمان وعده‌هاي شيرين مي گذرد مي توان نگاهي سريع به تحولات 4 سال اخير در حوزه مسائل شهري به ويژه ترافيك داشت و تاثير آن وعده‌ها و بعضي از اقدامات را در شهر مشاهده كرد. در اين مدت، تقريباً در همه گفتگوهاي شهردار فعلي تهران - رقيب انتخاباتي احمدي نژاد - نوعي گلايه از عدم همراهي و همكاري مسئولان دولتي با شهرداري وجود دارد. همكاران قاليباف هم بارها بر عدم تخصيص برخي اعتبارات ارزي و ريالي مربوط به مترو يا تاخيرهاي غيرموجه در آن تاكيد كرده‌اند. ‌ ‌اين اقدام دولتي‌ها از دو زاويه قابل اعتراض است. نخست آنكه محمود احمدي‌نژاد بهتر از هر كس ديدگاه رهبري نظام در خصوص تقسيم وظايف دولت و شهرداري نسبت به مسائل شهر تهران را مي‌داند. او در هفده آذرماه سال 82 به عنوان شهردار تهران، اعضاي شوراي شهر را در ملاقات با مقام رهبري همراهي كرد و مستقيما از ايشان شنيد كه »شهرداري و شوراي شهر تهران به عنوان مجموعه واحد مديريت شهري، در انجام دادن وظايف خود، هيچ قيمي ندارند«. لذا مشخص نيست كه اين حد از تلاش دولت نهم براي تحميل ديدگاه‌هاي خود به متوليان امور شهري، از كدام منطق پيروي مي‌كند

5 _آقاي دكتر احمد‌ي‌نژاد هفته گذشته در جمع مردم اسلامشهر درباره لايحه هدفمند كردن يارانه‌ها اطلاعاتي بيان كردند كه حيرت و تاسف مطلعين از اين لايحه را برانگيخت چرا كه آشكارا با واقعيت مغايرت داشت.
جملات نادرست و غيرواقعي آقاي رييس جمهور به نقل از پايگاه اطلاع‌رساني رياست جمهوري به شرح زير‌اند:
1 - «ما پيش‌بيني كرده بوديم بين 50 تا 70 هزار تومان به ازاي هر نفر يارانه بدهيم و در اختيار يك خانواده قرار دهيم. فرض كنيم متوسط 60 هزار تومان براي يك خانواده 5 نفري، 300 هزار تومان در ماه يارانه توزيع مي‌شود... اجازه بدهيد اين يارانه را بدهيم به اين 70 درصد كشور كه 50 ميليون نفرند . يك خانواده 5 نفره مي‌شود 300 هزار تومان، يك خانواده 5 نفره چقدر بنزين ، برق، گاز مصرف مي‌كند؟ سرجمع آزاد آن الان مي‌شود 100 الي 130 هزار تومان . خوب 300 هزار تومان دريافت خواهد كرد... »

2 - « ما اين لايحه را شش ماه قبل در اختيار مجلس محترم قرار داديم آنها در حال بررسي هستند كه يك فوريت آن در مجلس تصوب شد كه علي القاعده بايد يك ماه قبل در صحن مجلس مي‌آمد اما مصلحت نديدند... »

  رييس جمهور محترم علاوه بر دو محور فوق، نكات ديگري هم بيان كردند از جمله «اگر خزانه مملكت مملو از پول است ، خوب دولت به صد درصد مردم مستمري مي‌دهد» اين جمله بينش رييس جمهور درباره وظايف دولت را نشان مي‌دهد كه هم با مباني ديني و هم دست آوردهاي علمي و تجربي عصر حاضر مغايرت دارد كه موضوع اين يادداشت نيست…
درباره آمار و اطلاعات نادرست اعلام شده توسط آقاي دكتر احمدي‌نژاد در جمع مردم اسلامشهر لازم به يادآوري است:
1 – در لايحه هدفمند كردن يارانه‌ها كه دهم دي ماه گذشته به مجلس ارايه شد، مقرر شده با 4 برابر كردن قيمت بنزين، 21 برابر كردن قيمت گازوئيل ، 11 برابر كردن قيمت گاز طبيعي و 6 برابر كردن قيمت برق، مجموعا 34 هزار ميليارد تومان درآمد كسب شود تا به هر خانواده نیازمند حداكثر 104 هزار تومان پرداخت شود نه 300 هزار تومان.
  علاوه بر اين، چنانچه قيمت برق، گاز ، بنزين و گازوئيل مطابق لایحه دولت واقعا چندين برابر شود، سرجمع هزينه اقلام فوق براي هر خانواده قطعا از رقم 100 تا 130 هزار تومان درماه كه رييس جمهور محترم اعلام كرده‌اند بيشتر مي‌شود. ارقام مقابل عبارت «يارانه پرداختي توسط دولت» كه اخيرا در قبض‌هاي گاز و برق نوشته مي‌شود، به روشني اين موضوع را نشان مي‌دهد.
2 – لايحه هدفمند كردن يارانه‌ها شامل 14 ماده در دهم دي‌ماه 87 تقديم مجلس شد. بديهي است نمايندگان براي بررسي لايحه ای با آن ابعاد و تاثير، به اطلاعات بيشتري نياز داشتند اما لايحه ارايه شده در زمان تحويل فاقد اسناد پشتيبان بود و وزراي احضار شده به مجلس براي توضيح درباره ابعاد و‌آثار اين لايحه يا اظهار بي‌اطلاعي مي‌كردند يا اطلاعات متناقض ارايه مي‌دادند و يا براي ارايه اطلاعات وقت بيشتري مي‌خواستند

6 _با نزديك شدن به روز بـرگـزاري انتخابات رياست جمهوري دهم، اين واقعيت بـيـشـتر آشكار مي‌گردد كه بـسـيـاري از اصولگرايان به خـود اجـازه نمي دهند در رقـابـتي وارد شوند كه يك طرف آن، محمود احمدي نژاد است. البته رفتار عده‌اي از ايشانبه گونه‌اي است كه كم هوش ترين افراد نيز مطمئن مي‌شوند اين »عدم رقابت«، يك انتخاب همراه با رضايت قلبي نيست. بزرگترين نشانه در اين زمينه، شـكـسـتـن يـك سـنـت بـيست و چند ساله و عدم حمايت به موقع از كانديداتوري رئيس جمهور اصولگرا براي دوره دوم رياست جمهوري است . سـتـايـش عـده‌اي از آنـهـا نيز يادآور اصطلاح» ذم شبيه مدح« است و گروهي ديگر به صراحت اعلام مي كنند كه حمايت آنها از سرناچاري است زيـرا تـشـتت آرا در ميان اصولگرايان، پيروزي پـراحتمال اصلاح‌طلبان را به واقعيت نزديك‌تر مـي‌كـنـد. در نــقــطـه مـقـابـل، گـروهـي از حاميان قسم خورده احمدي نژاد كه »نيازمندي گريزناپذير« عده‌اي از اصولگرايان به رئيس جمهور نهم را درك كرده‌اند در حـال بـهـره‌بـرداري حداكثري از اين نيازمندي هستند. آنها كم كم مواضع خود را آشكار مـي سـازند كه »احمدي‌نژاد نيازي به حمايت اصولگرايان ندارد« و يا »احمدي نژاد، حمايت مشروط را نمي پذيرد.« كساني كه اين سخنان را مي گويند بهتر از هر كس مي‌دانند وجود هر كانديداي جدي در طـيف اصولگرايان، بسياري از »ناراضيان درون جناحي« را به طرف آن كانديدا خواهد برد.هــمــيــن آگــاهـي، مـوجـب شـده بـود كه تا چند هفته قبل، هيچ يك از نزديكان و حاميان واقعي احمدي‌نژاد، سخن تحريك آميز بر زبان نياورند و اقـدامـي انـجـام نـدهـنـد كه كساني در جبهه اصولگرايي، به موضع گيري علني عليه رئيس دولت نهم بپردازند و يا انگيزه‌هاي آنان براي رقابت با احـمـدي نـژاد افـزايـش يـابـد. امـا سـكوت و كـناره‌گيري‌هاي مصلحتي- و شايد دستوري- برخي از نامزدهاي احتمالي اصولگرا، شرايطي فـراهم نـمـوده اسـت تـا بـرخـي ياران نزديك رئيس جـمـهور، ميدان را خالي از رقيب ببينند و از هم‌اكـنـون بـراي رفـتـارهـاي همراه با تك‌روي در صــورت پـيـروزي احمدي‌نژاد در انتخابات22 خرداد، زمينه‌سازي كنند. البته، هم حاميان واقعي احمدي‌نژاد مي‌دانند كه پيروزي او در انتخابات دهم چندان آسان نيست و هم حاميان مصلحتي، شكست او را بسيار محتمل مي‌دانند. اما حاميان واقعي احمدي نژاد در حال برنامه‌ريزي براي آينده‌اي هستند كه احتمال وقوع آن، چندان قوي نـيـسـت. حـامـيان مصلحتي رئيس دولت نهمنيز روشي را برگزيده‌اند كه از روز 23 خرداد بتوانند مـسـئوليت شكست را به صورت كامل متوجه احمدي نژاد و ياران نزديك او كنند. اين دو گروه حامي احمدي‌نژاد، به خوبي مي‌دانند راي او در جامعه در حدي نيست كه بتوان دست به ريسك زد و با وارد كردن يك كانديداي ديگر اصولگرا، بخشي از اين »راي شكننده« را به اشتراك گذاشت. به همين جهت نه تنها از ميان اصولگرايان، هيچ »كـانـديـداي جدي« براي حضور در انتخابات 22 خـرداد اعلام آمادگي نكرده است بلكه اغلب‌ اصولگرايان تن به اتفاقاتي مي‌دهند كه در شرايط عادي، قابل پذيرش نيست. مثلا مقاومت 7 ماهه دولت در برابر احياي شوراي پول و اعتبار كه تنها هدف آن بازگذاشتن دست دولت براي تداوم تصميم‌گيري‌هاي يكجانبه در سياستگذاري‌هاي پولي است با واكنش جدي اصولگرايان در مجلس مواجه نمي‌شود، تبليغات گسترده رئيس جمهور در خصوص يارانه 60 هزار توماني كه به قيمت تخريب مجلس انجام شد نيز پاسخي جز سكوت دريافت نمي‌كند. اما از همه اينها عجيب‌تر، كوتاه آمـدن‌هاي مكرر اصولگرايان در برابر اين پيام تلويحي فراكسيون دولتي اصولگرايان است كه »شما با سكوت بي سابقه، نياز به احمدي‌نژاد و عدم توانايي خود براي مقابله با بعضي اقداماتو اظـهارات دولتي‌ها را ثابت كرده‌ايد. پس ما حداكثر استفاده را از اين فرصت مي‌بريم تا شما در دولـت احـتـمالي آينده هم نتوانيد با اقدامات يكجانبه، مـخـالـفـت كـنـيـد«. در اين ميان تداوم بعضي اظهارنظرهاي يك مقام نزديك و مورد حمايت بي‌سابقه رئيس جمهور از جمله تعريف عجيب و غريب او از ارتباط اسلام و ايرانيان- كه در تضاد كامل با آيه 17 سوره حجرات مي‌باشد - بار ديگر ثابت كرد كه اصولگرايان نمي‌خواهند يا نمي‌توانند در برابر دوستان محبوب احمدي‌نژاد موضع‌گيري نمايند. پس احمدي نژاد و دوستان او هم حق دارند از اين فرصت، حداكثر بهره‌برداري را بكنند كه آخرين نمونه آن، انجام تغييرات در سازمان حج و زيـارت علـي‌رغم مخالفت‌ها در درون دولت - بـي‌اطلاعي وزير ارشاد - و اظهار نظر صريح نماينده رهبري در امور حج و زيارت است.

قطعاً در آينده‌اي نه چندان دور مشخص خواهد شد كه كدام ويژگي گفتماني، گفتاري يا رفتاري اين مقام دولتي، احمدي نژاد را تا اين حد به حمايت و گسترش حوزه اختيارات او تشويق كرده است. آن روز مردم خواهند فهميد كه آيا اظهارنظر چند ماه قبل بعضي اصولگرايان در خصوص ارتباط اين حمايت‌ها با انتساب خانوادگي رئيس و مرئوس، صحيح است يا عوامل ديگري بر اين حمايت‌ها تاثير گذاشته است؟! اما انتظار براي فرا رسيدن »روز آشكار شدن حقايق« نبايد موجب بي تفاوتي در برابر اقداماتي شود كه پيامدهاي منفي آن براي عرصه مديريت كشور، دراز مدت و غيرقابل جبران است

 

 

 

|+| نوشته شده توسط علی محمد کاشانی در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388  |
 حمایت قاطع اصولگرایان از احمدی نژاد

 آنگاه که دیکتاتور، محبوب می شود!

1 _ با آمدن میر حسین موسوی به عرصه رقابت انتخاباتی و اقبال نسبتا خوب گروهها ی مختلف از قبیل فرهیختگان و جوانان و قاطبه مدیران و وزیران با تجربه سالهای گذشته از وی و انصراف خاتمی نگرانی و تشویش و سردر گمی در اردوگاه اصولگرایان صدچندان شده است.

2 _ تاقبل از اعلام کاندیداتوری خاتمی و موسوی یکی از منتقدترین دستگاهها از احمدی نژاد سازمان صدا و سیما بود که با این اعلام ورود توسط موسوی به یکباره یک چرخش 180 درجه ای را در مواضع صدا و سیما به نفع احمدی نژاد شاهدیم.

3 _ کجایند علی مطهری و علیرضا زاکانی و ...از  منتقدان احمدی نژاد در مسئله کردان؟ که صدای واانقلابای آنها گوش فلک را کر کرد و اکنون آن خلوص آنها در استیضاح کردان جور دیگری در اذهان جلوه کرده است. که آنها همه نمایش خیمه شب بازی است و یا احساس خطر کرده اند که مبادا موسوی با اقبال عمومی روبرو شود و مجلس بعدی را تحت تأثیر قرار دهد و ما را از مجلس بیرون کنند.

4 _اکنون اصولگرایان نمی دانند چه کنند . آنها میدانند اگر هر کسی را در برابر احمدی نژاد علم کنند یقینا شکست خواهد خورد.پس تنها راه باقی مانده برای آنها این است که بیایند منت و ناز آقای دکتر را بکشند که چند تا وزرات خانه و سازمان را به ما بده تا از تو حمایت کنیم .و آنگاه احمدی نژاد یا نمی پذیرد یا اگر هم در آغاز بپذیرد در نهایت با بیرون آمدن از صندوق و با خیال آسوده آنگونه خوآهد کرد که در 4 سال پیش کرد و به تمام حامیان حزبی و فکری پشت کرد و هر که را خواست آورد و هر که را نخواست عزل کردو 4 سال به همین شکل خواهد گذشت.وهر کس که او را نقد کند به سرنوشت دکتر خوش چهره دچار خواهد شد که در انتخابات مجلس هشتم آرای وی شمرده نمی شود.

5 _ این استرس و نگرانی و منت کشی از دیکتاتور از سوی اصول گرایان بی توجه به اصول، نشان از نداشتن پایگاه و جایگاه محکمی در میان مردم است.

 هرچه پیش آید خوش آید.

 نه؛

 ( إن الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بأنفسهم )

|+| نوشته شده توسط علی محمد کاشانی در جمعه بیست و یکم فروردین 1388  |
 
 
بالا


سايت لينك باكس - بازديد خود را چند برابر کنيد